تبليغاتX
حرف دل
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 ساعت 2:38

سلام

نبودنم رو به حساب بی معرفتی و بی حصولگی ام بزارین

سرم شلوغ نبود که نیام گرچه خیلی وقته موهام رو کوتاه نکردم

با این وجود زنده ام..... پس هستم ولی

 

 

آوازه عاشقانه ی ما در گلو شکست

                  حق با سکوت بود صدا در گلو شکست

                                      دیگر دلم هوای سرودن نمیکند

  تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

 

امروز می خوام از شاعره خوب کشورمون مریم توفیقی  یه شعر براتون بذارم

 بلکه یک کم ناراحتی ام کم بشه....

آخه می گن اگه کسی حتی به تو بدی کرد تو با خوبی شرمنده اش کن...

بگذریم///////// امیدوارم این خانوم توی همه ی مراحل زندگی شون موفق باشن و پیروز

 

 

مي شكافم نعش يادت را از اعماق قبور

در ميان بهت باران ، آرزوهايم به گور

ظرف عشقم لب پريده ، خنده هايم بي دليل

اشك هايم سرد و خالي ، شهر قلبم سوت و كور

چوب خط خاطراتت تا به آخر خط زده

چشم هايم خيره مانده ، غرق در آفاق دور

خاطرات داغ و شيرين پشت پرچين غبار

عشق هايم در غل و زنجير ، ما بين سطور

سور و سات زندگي در ماتمم سرنا زده

محفل شب گريه هايم داغتر از هر تنور

همدم دل گويه هايم اشك هاي ناگزير

قاصدكهاي اميدم منع از هرچه عبور

بغض هايم نا شكفته ، در پس باران اشك

خواب هايم كودكانه ، كاغذي ، محبوس تور

....

مي كِشم بر شانه ي دل روزهاي سبز را

مي سپارم ياد زردت را به گودالي نمور

 

نوشته شده توسط غریبه | لينک ثابت | موضوع: شعر