چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 ساعت 17:20

هوای بودن تو در نگاه من، خالیست
ببین که اشک درون دو چشم من، جاریست
بخوان دوباره مرا به نام کوچکی ام
صدای تو هنوز هم به گوش من باقیست
بگیر دست مرا چون همیشه و هرجا
بشین کنار وجودم که این جهان فانیست
حدیث هجر من و تو، پر ز ناله و درد
بکش دو پای خودت را بر زمین، باکی نیست
یکی که دید حال مرا گفت شعر بگو
به جان صدای بلند، سکوت تکراریست
دوباره غزل شد مونس شبانه ی من
ببین که تکرار برایم چقدر آرمانیست
تمام شعر مرا باورت گرفته به پیش
ببین دوباره مرا، نگاه من خالیست

