تبليغاتX
حرف دل - تمام فدای تو
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 21:4
بعد از 4 ماه و بیست و سه روز بالاخره تونستم بیام اینجا و یاد دلتنگیام بکنم....

نه اینکه این مدت دلتنگ نشدم، ولی امروز خیلی دلتنگ ترم


اين بار اول است كه دارم به جاي تو

يك شعر مي نويسم اما براي تو

 

يك شعر مي نويسم از ماجراي عشق

از انتهاي آينه تا ابتداي تو

 

از نو سروده مي شود اين حجم بي صدا

وقتي دوباره بشنومش با صداي تو

 

باراني است مثل هميشه هواي من

باراني است مثل هميشه هواي تو

 

من فكر مي كنم كه غريبم هنوز هم

من فكر مي كنم بشوم آشناي تو

 

هرچه گناه بود به گردن گرفته ام

هرچه ثواب بود نوشتم به پاي تو

 

تقديم تو تمام غزلهاي تازه ام

سهم من است طعم عسل بوسه هاي تو

 

گفتي دعام كن بتوانم...دعام كن!...

عمرم هنوز مي گذرد از دعاي تو

نوشته شده توسط غریبه | لينک ثابت | موضوع: شعر